بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام خدمت خوانندگان عزیز
به دلیل تاخیر زیاد در به روز رسانی اخیر معذرت می خوام و ان شاء الله به یاری خداوند سعی می شود با مطالب جدید و بهتری در خدمت باشم.
به جهت مقارنت این به روز رسانی با ایام فاطمیه ، مطالب اخیر را به فاطمه الزهراء (سلام الله علیها) و روزهایی که پس از شهادت پیامبر اکرم بر ایشان گذشت و همچنین ماجرای فدک اختصاص میدهم.
چون رسول الله صلی الله علیه و آله رحلت نمود، گروهی در سقیفه بنی ساعده جمع شده و طبق نقشه ی قبلی (که در مطالب قبلی به توضیح آن پرداختیم) ابوبکر را به خلافت نشاندند.
خلیفه شروع به سروسامان دادن کارهای تشکیلاتی کرد و از آن جمله نماینده ی فاطمه علیها السلام را از فدک بیرون نمود و بدین وسیله فدک فاطمه را عدواناٌ تصاحب کرد.
فاطمه علیها السلام در حالی به شهادت رسید که از ابوبکر به دلیل محروم ماندنش از میراث نبی اکرم صلی الله علیه و آله سخت خشمگین بود.
بخاری در صحیحش به سند از عائشه نقل می کند که گفت: "...فاطمه علیها السلام دختر رسول الله صلی الله علیه و آله از ابوبکر در خواست کرد تا میراثش را ، از هر آنچه رسول الله صلی الله علیه و آله ترک کرده بود به وی اختصاص دهد.
اما ابوبکر به وی گفت: رسول الله صلی الله علیه و آله گفت: ما (پیامبران) به ارث نمی گذاریم، هر آنچه ترک می کنیم صدقه است.
پس فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه و آله خشمگین شد و ابابکر را تا اخرین لحظه ی حیاتش ترک کرد، و پس از رسول الله صلی الله علیه و آله شش ماه بیشتر زندگی نکرد.
عائشه گفت: فاطمه علیها السلام میراثش را از هر آنچه که رسول الله صلی الله علیه و آله از خیبر و صدقاتش در مدینه ترک کرده بود در خواست می کرد.
اما ابوبکر از دادن آن به فاطمه، ابا می کرد، و گفت : رسول الله صلی الله علیه و آله چیزی را ترک نکرده است" (1)
سرزمین فدکی که فاطمه علیها السلام آن را مطالبه می کرد، دهکده ای بود در نزدیکی خیبر که به تصرف پیامبر خدا در آمده بود. در این سرزمین طائفه ای از یهود زندگی می کردند.
پس ازپیروزی لشکر اسلام در جنگ خیبر که مرهون شجاعتهای امیر المومنین علی علیه السلام بود، خداوند در دلهای آنان رعب و وحشتی افکند، و منجر شد که آنان با رسول خدا بر سرزمین فدک مصالحه کنند.
هنگامی که فدک در اختیار رسول گرامی اسلام قرار گرفت، درختان سرسبز و پر ثمری داشت و تعداد آنها را برابر تمام درختان شهر کوفه دانسته اند.
فدک در شمال مدینه به فاصله ی صد و چهل کیلومتر بود که مسافران با مرکبهای تندرو در دو روز این مسافت را می پیمودند.
این سرزمین به اضافه ی نصف در آمد آن اختصاص به پیامبر داشت ، و ملک رسول الله صلی الله علیه و آله بود، و سپس آن را به دستور خدا به دخترش فاطمة الزهراء علیها السلام بخشیدند.
همه ی اینها ملک شخصی پیامبر خدا بود و نه کسی شریک آن بود ، و نه حتی احدی حق استفاده و دخالت و تجاوز در آن را نداشت.
از عائشه نقل شده: چون فاطمه علیها السلام آگاه شد که ابابکر فدک را تصرف نموده و ایشان را از آن منع کرده (2) به سراغ ابابکر شتافت و در مورد آن از سه طریق استحقاق خود را اعلام کرد:
نخست: فاطمه علیها السلام مالک فدک بود و این سرزمین با اختیار او اداره می شد و در هیچ قانون شرع و جامعه، کسی را که به چیزی مالک است، بدون دلیل از وی نمی گیرند؛ و لذا آن بانوی گرامی با تعجب فرمود: ابوبکر!
ای پسر قحافه! چرا فدک مرا تصرف کرده ای؟

نوشته شده توسط شیعه علی در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:32 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی از کسانی که به حقانیت ابوبکر برای خلافت استناد می کنند و اشاره ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله به او برای مقدم داشتنش به خلافت بنابر روایتی است که ابن الجوزی بسند از علی بن ابی طالب علیه السلام نقل کرده است: گفت: " هنوز رسول الله صلی الله علیه و آله قبض روح نشده بود، پس همانا پیامبر را یافتیم، که ابابکر را در نماز جلو انداخت، پس راضی شدیم برای دنیامان هر آنچه رضایت داد رسول الله صلی الله علیه و آله برای دینمان، پس ابابکر را مقدم داشتیم" (1)
در این روایت دروغی آشکار و بزرگ است، کسانی که این روایت را به علی علیه السلام نسبت می دهند و چنین ادعایی دارند، متذکر شوند که اوهمان کسی است که با ابابکر مخالفت کرد و با او به هیچ وجه بیعت نکرد مگر بعد از شش ماه و اطراف او مخالفان زیادی از بزرگان صحابه جمع شده بودند.(همانطور که قبلا بیان کردیم)، و بنابر صحت این روایات باید فرض شود که امام علی علیه السلام جزو اولین کسانی بود که با او بیعت کرد.
به علاوه ی تخلف علی علیه السلام از بیعت با ابوبکر، چیزی که به تنهایی هم برای اثبات نادرستی این روایت کافی است، دلائل دیگری نیز برای تاکید این دروغ وجود دارد:
1- بعثت اسامه بن زید کسی که رسول الله صلی الله علیه و آله لواء شریف خویش را به وی سپرد، و صحابه را به همراهی با وی امر فرمود و ایشان در آخرین لحضات عمر شریفشان بودند، و در بین افراد آن سپاه بزرگان مهاجرین بودند - امثال ابوبکر و عمر و ابوعبیده-، پس اگر پیامبر صلی الله علیه و آله می خواست که ابوبکر را به خلافت بنشاند او را در بین افراد آن سپاه قرار نمی داد.
2- اگر صحت این روایت درست می بود، خود ابابکر در روز سقیفه این روایت را بر مخالفینش عرضه می نمود ( در زمانی که او به شدت نیاز به احتجاج هایی داشت که بر رقیبان خویش ارائه دهد تا در آن کشمکش و دعوا پیروز گردد)، و جدای از این همان طور که قبلا گذشت دیدیم که اوچگونه به قبیله ی قریشی بودن خویش بر دیگر رقیبان احتجاج نمود.
3- بنابر همه ی اینها، این روایت و امثال این روایت حقانیت استخلاف علی علیه السلام را به طور قطع ثابت می کند. ( به منابعی که در مطالب قبلی بیان کردیم مراجعه کنید)
منبع:
1- ابن الجوزي : كتاب صفوة الصفوة . ( * )
« ان الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم »
نوشته شده توسط شیعه علی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 0:26 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
در این قسمت می خواهم که حوادث بعد از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را بیان کنم و از حوادث سقیفه پرده بر دارم.
در وقتی که حادثه ی سقیفه و بیعت ابی بکر انجام گرفت، علی علیه السلام و همراهانش از نزدیکان رسول اکرم، مشغول آماده کردن پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از رحلت ایشان از این دنیا بودند، عمر بن خطاب وفات رسول اکرم را انکار می کرد، و هرشخصی که این را می گفت به قتل تهدید می کرد، و وفات ایشان را تصدیق نمی کرد تا وقتی که ابوبکر از خارج از مدینه بازگشت، بخاری این را در صحیحش به سند از عائشه نقل می کند. (1)
که البته پر واضح است تاخیر انداختن خبر وفات پیامبر برای فراهم کردن شرایط سقیفه و تعیین سریع خلیفه از بین خودشان می باشد.
اما انصار که در سقیفه ی خود جمع شدند " سقیفه بنی ساعده" و سعد بن عبادة را به عنوان خلیفه ی رسول الله صلی الله علیه و آله کاندید کردند، و هنگامی که بزرگان مهاجرین (ابوبکر و عمر و ابوعبیدة) از این ماجرا مطلع شدند، به سرعت نزد آنان رفتند و ...
نوشته شده توسط شیعه علی در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 0:52 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحيم
نزد تمام مسلمانان مشهور است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای اسامه بن زید از مردم پیمان گرفت تا در جنگ روم شرکت کنند در حالی که او 17 سال بیشتر نداشت.
و این آخرین سپاه در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد، و کسی از مهاجرین و انصار از جمله ابی بکر و عمر و أبی عبیده و سعد و امثال اینها پیدا نمیشد، مگر اینکه در سپاه اسامه باشد. (1)
تمام تاریخ نویسان نیز بر این حادثه متفق می باشند و در این حادثه هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر کرد تا سپاه حرکت کند، اما سپاهیان سستي کردند، و بعضی از آنها از ریاست اسامه سر باز زدند، تا اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از سرپیچی آنان به شدت عصبانی شدند، و در حالی که سر مبارک خویش را پیچیده بود از منزل خارج شد، و این حادثه در زمان بیماری حضرت و دو روز قبل از وفات ایشان می باشد، بر بالای منبر رفتند و به نقل از بخاری که در سند خویش از ابن عمر نقل می کند فرمودند: رسول اکرم صلی الله علیه و آله اسامه را به ریاست قوم امر کرد پس آنان از امارت وی سر باز زدند، پس گفت: اگر از امارت وی سر باز زدند پس همانا قبل از او از امارت پدرش نیز سر باز زدید، و به خدا قسم که او برای ریاست خلق شده بود، و او جزو دوست داشتنی ترین مردم در نزد من بود، و این هم(اشاره به اسامه) از دوست داشتنی ترین مردم پس از وی می باشد" (2)
پس از آن مردم را به حرکت و عجله در این راه تشویق کرد " اما آنان باز هم بهانه آوردند، و رسول اکرم صلی الله علیه و آله قبل از شروع حرکت آنان رحلت کردند.
از این حادثه چند نکته را یاد آور می شویم:
1- اجتهاد و عالم بودن بعضی از صحابه نسبت به فرمان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، به طوری که آنان نسبت به امارت اسامه بر خودشان به دلیل سن کمش اعتراض کردند، به رغم اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله با دست خویش پرچم و لواء را به اسامه سپرد، که اگر متوجه این موضوع باشیم، پس فهمیدن کیفیت و دلایل اجتهاد آنان در مسائل بزرگتری مانند استخلاف علی علیه السلام و امامت وی که در آینده به توضیح آن می پردازیم زیاد سخت نمی باشد.
2- به ریاست گماشتن اسامه بر آنان در حالی که او 17 سال بیشتر نداشت، در قبول ریاست شخصی که سن کمتری نسبت به خودشان داشته باشد، یک نوع درس عملی برای صحابه بود، و این را در زمانی که به شدت عصبانی شده بودند می توان فهمید.
3- ایشان هنگامی که پرچم را به دست اسامه سپردند، علم داشتند به اینکه زمان انتقال ایشان به ملکوت اعلی نزدیک شده است، وشکی نیست که ایشان به اختلافی که پس از او بر سر خلافت پیش خواهد آمد فکر می کردند، و از حکمت نامتناهی وی بود که بزرگان مهاجرین و انصار را در آن سپاه قرار داد و چند روز قبل از رحلتش آنان را به حرکت امر فرمود تا در آن زمان بین آنان هیچ اختلافی بر سر خلافت پیش نیاید.
علی علیه السلام در طول بیماری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همراه ایشان بودند، و پس از فوت ایشان در زمانی که مهاجرین و انصار پس از اینکه در انجام فرمان پیامبر مبنی بر قرار گرفتن در سپاه اسامه تنبلی و سرپیچی کردند و در سقیفه بنی ساعده مشغول اختلاف بر سر خلافت بودند، وي مشغول غسل ایشان بودند.
آنان به دلیل نگرانی و اعلم تر بودن خود از پیامبر از سپاهیان جدا شدند تا هر کس زودتر بتواند خلافت را خود به دست بگیرد و بر سر این موضوع از دیگران عقب نیفتد.
پس برای کسانی که در مسئله خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام ، قبول سرپیچی بعضی از صحابه از خلافت علی بن ابی طالب سخت می باشد، به رغم اینکه این امری از جانب رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود، چگونه سرپیچی و تخلف از ریاست اسامه بر خودشان را تفسیر می کند؟
حادثه رزيلت روز پنج شنبه (که قبلا به توضیح آن پرداختیم) و تخلف از بعثت اسامه هر دو در زمان حیات پیامبر اکرم اتفاق افتاد، پس دیگر چه توقعی از تخلفات دیگر آنان پس از رحلت ایشان می رود؟
منابع:
۱- رجال حول الرسول لخالد محمد خالد ص 548 ط 8 ، تاريخ الطبري ، ابن الأثير ، طبقات ابن سعد .
۲- صحيح البخاري ج 5 ص 387 كتاب المغازي باب غزوة زيد بن حارثة . ( * )
« ان الله يهدي من يشاء الي صراط مستقيم »
نوشته شده توسط شیعه علی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 0:44 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد این حادثه که فقط چهار روز قبل از وفات پیامبر علیه السلام اتفاق افتاده است بخاری شش روایت در صحیح خود نوشته است. و ما به نقل بعضی از آنها می پردازیم.
در صحیح بخاری از ابن عباس رضی الله عنه که گفت:" روز پنج شنبه، و چه بد پنج شنبه ای بود، درد بر رسول الله صلی الله علیه و آله غالب شد.
پس گفت: بیارید تا وصیتی برایتان بنویسم که بعد از آن به هیچ وجه گمراه نشوید، پس اختلاف کردند و در نزد پیامبر هیچ اختلافی جایز نیست، پس گفتند: او را چه شده است آیا عقل از سر او برداشته شده است؟ آن را بشنوید.
پس نزد او رفتند تا جوابش کنند.
پس گفت: رهایم کنید آنچه که در آنم بهتر از آن است که شما مرا به آن می خوانید". (1)
و در روایتی دیگر، ابن عباس گفت: هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دیدار کرد و در خانه مردانی بودند، پس پیامبر فرمود: فراهم کنید برایم تا وصیتی برایتان بنویسم که بعد از آن به هیچ وجه گمراه نشوید، پس بعضی از آنها گفتند: درد بر او غلبه کرده و در نزد شما کتاب خداوند وجود دارد، کتاب خدا ما را کفایت می کند، پس در بین حاضران اختلاف و مشاجره کردند، بعضی از آنها گفتند: بیارید تا برایتان وصیتی کند که بعد از آن گمراه نشوید. و بعضی دیگر که غیر از این را می گفتند.
پس هنگامی که نزاع و مشاجره بالا گرفت رسول الله صلی الله علی و آله فرمود ، بلند شوید.
پس عبید الله گفت: ابن عباس گفت: همانا رذیلت و تمام رذیلت که در بین رسول الله صلی الله علیه و آله و در بین اینکه وصیتی برای اختلافشان و پوششی که بر آن می گذاشتند بود.(2)
و در روایت سوم، ابن عباس گفت: هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دیدار کرد و در خانه مردانی بودند و در بین آنها عمر بن خطاب بود، پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: فراهم کنید برایم تا وصیتی برایتان بنویسم که بعد از آن به هیچ وجه گمراه نشوید.
پس عمر گفت: درد بر او غلبه کرده و در نزد شما کتاب خداوند وجود دارد، کتاب خدا ما را کفایت می کند، پس در بین حاضران اختلاف و مشاجره کردند، بعضی از آنها گفتند: بیارید تا برایتان وصیتی کند که بعد از آن گمراه نشوید. و بعضی دیگر که غیر از این را می گفتند.
پس هنگامی که نزاع و مشاجره بالا گرفت رسول الله صلی الله علی و آله فرمود ، بلند شوید.
پس عبید الله گفت: ابن عباس گفت: همانا رذیلت و تمام رذیلت که در بین رسول الله صلی الله علیه و آله و در بین اینکه وصیتی برای اختلافشان و پوششی که بر آن می گذاشتند بود. (3)
و در صحیح مسلم، عکس العمل آنها این بود،...
نوشته شده توسط شیعه علی در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 0:7 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
در این قسمت ادله ای دیگر در اثبات ولایت و خلافت اهل بیت علیهم السلام از کتب اهل سنت ارائه می دهم.
در صحیح ترمذی و به سند از عمران بن حصین که گفت: " رسول خدا صلی الله علیه و آله سپاهی را فرستاد و فرمانده ی آنان را علی بن ابی طالب علیه السلام قرار داد، در حالی که او را منکر شدند. در آن هنگام عصبانیت در چهره ی پیامبر مشخص شد و فرمود چه می خواهید از علی؟ همانا علی از من است و من از علی و او ولی هر مومنی بعد از من است" (1)
و در کلام خدا که فرمود: ( إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا ، الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة و هم راكعون) ( 2 )
(ولی امر ویاور شما تنها خدا و رسول و آن مومنانی هستند که نماز به پا داشته و به فقیران در حال رکوع زکات می دهند)
به طوری که اغلب مفسرین از اهل سنت آورده اند این آیه در زمانی که علی علیه السلام در حال رکوع در نماز بود و در آن حال مسکینی به نزدش امده بود و او خاتم یا انگشتری خود را به آن مسکین صدقه داد نازل شد. و این آیه در شان وی می باشد.
و در صحیح بخاری، از مصعب بن سعد از پدرش که گفت: " همانا رسول الله صلی الله علیه و آله برای تبوک خارج شد و علی را خلیفه قرار داد. پس علی گفت: آیا من را در بین مردان و زنان خلیفه قرار می دهی؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا راضی نیستی که از من به منزله هارون از موسی باشی بجز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود" ( 3 )
این حدیث دلالت می کند که همانا علی علیه السلام برایش تمام مناصب و جایگاههایی است که هارون در میان بنی اسرائیل مالک ان بود - به جز مقام نبوت-، به طوری که خدای سبحانه و تعالی در آیاتش روشن ساخت که:
( . . . واجعل لي وزيرا من أهلي * هارون أخي * أشدد به أزري وأشركه في أمري . . . قال قد أوتيت سؤلك يا موسى ) ( 4 )
( و نیز از اهل بیت من یکی را وزیر و معاون من فرما* برادرم هارون را وزیر من گردان* و به اون پشت من محکم کن* و به او در امر رسالت با من شریک ساز )
به طوری که از آیات روشن می شود هارون علیه السلام برای موسی علیه السلام وزیر و معاون خاص و شریک وی در اداره و فرماندهی امت بود.
و چیزی که استحقاق داشتن علی علیه السلام در خلافت امت را تایید می کند، این است که ...
نوشته شده توسط شیعه علی در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 1:36 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
در این قسمت مطالبی مبنی بر خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام از طریق نص روایاتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است را عنوان می کنم. تا ثابت گردد که پیامبر اکرم صلوات الله علیه، علی علیه السلام را به عنوان خلیفه برگزید.
از مشهورترین روایات مبنی بر خلافت علی علیه السلام همان روایت است که به خطبه غدیر معروف شد.
بعد از انتها از حجة الوداع در سال ۱۱ هجری، در زمانی که رسول هدایت در جمع همگان این قول را فرمودند، به نقل از ترمذی به سند از زید بن أرقم:" من کنت مولاه فعلی مولاه". هر کس را که من مولای اویم پس علی مولای اوست.(۱)
ابن ماجه قسمتی از این خطبه عظیم را در کتاب خود به سند از البراء بن عازب نقل کرد که گفت:
با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفری که در ان حج نمود دیدار کردیم، پس در بین راه پیاده شد، پس امر به نماز جماعت کرد، پس از آن دست علی علیه السلام را گرفت، و گفت:
آیا من سزاوار تر نیستم بر مومنین از خودشان گفتند :بله
گفت: آیا من سزاوار تر نیستم از هر مومن بر خودش؟ گفتند: بله
گفت: پس این ولی هر کسی است که من مولای اویم، خداوندا یاری ده آن کس را که علی را یاری دهد، خداوندا دشمنی کن با آن کس که علی را دشمنی کند.
و همچنین در مسند احمد بن حنبل به سند از البراء بن عازب که گفت:"با رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر بودیم، پس در غدیر خم پیاده شدیم، پس ما را ندا داد: نماز جماعت، و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله در زیر دو درخت جایگاهی درست کردیم، پس نماز ظهر را خواند و دست علی علیه السلام را گرفت، پس گفت: آیا نمی دانید که من سزاوار تر هستم بر مومنین از خودشان؟ گفتند:بله
گفت: آیا نمی دانید که من سزاوار تر هستم بر هر مومن از خودش؟ گفتند:بله
گفت: پس دست علی علیه السلام را گرفت و گفت: هر کس را که من مولای اویم پس علی مولای اوست: خداوندا یاری ده آن کس را که یاریش دهد، و دشمنی کن آن کس را که او را دشمنی کند.
گفت: پس از آن عمر بن خطاب او را دیدار کرد، و به او گفت: مبارکت باد ای علی بن ابی طالب، صبح را به شب رساندی در حالی که تو مولای هر مومن زن و مرد شدی.(1)
این حدیث به نام " حدیث غدیر" مشهور شد. و دلیل نامگذاریش این است که این حادثه در مکانی به نام غدیر خم در نزدیکی مکه به وقوع پیوست.
امری که هیچ کس توانایی شک کردن در آن را ندارد، به طوری که این واقعه در بسیاری از کتب حدیث اهل سنت روایت شده است، و حتی بعضی از علما فقط 80 طریق از طرق روایت از اهل سنت را بیان کرده اند.
و از احادیثی که ذکر شد مشاهده می شود که همانا رسول اکرم صلی الله علیه و آله شهادت داد مسلمانان را به ولایت علی بن ابی طالب هنگامی که از آنان پرسید آیا نمی دانید که من سزاوار هستم بر مومنین از خودشان؟...آیا نمی دانید که من سزاوار تر هستم بر هر مومن از خودش؟
و معلوم می شود که هر کس صفت (اولی بالمومنین من انفسهم) را مالک شود، چیزی نیست مگر اینکه رهبر مومنین باشد همان طور که رسول خدا در عمل نیز فرمانده و رهبر بود، و هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله این صفت (هر کس که من مولای اویم علی مولای اوست) را بین خود و علی علیه السلام قرینه قرار داد، پس صفت رهبری را بعد از خودش به علی علیه السلام اعطا نمود.
شیعیان در هر سال در روز 18 ذی الحجه به مناسبت این روز جشن و سرور بر پا می کنند و این روز را به عنوان عید غدیر نامگذاری کرده اند.
و اما اهل سنت این حدیث را به معانی دیگری برداشت می کنند، و گفتند این حدیث بر خلافت دلالت نمی کند، و کلمه مولا را به محبوب یا دوست تفسیر کردند و نه ولی امر، و این حدیث طبق نظر آنان اینگونه معنی می دهد که" هر کس را که من دوست او هستم پس این علی دوست اوست"!!!
در حقیقت در زبان عربی کلمه مولا دارای معانی مختلفی می باشد، و حتی برای آن تا 17 معنی نیز قائل شده اند که از جمله ی آنها :"آزاد کننده ی برده ها" یا " خادم" نیز می باشد.
به همین جهت معنای کلمه ی مولا در این حدیث طبق روایات زیادی که از قبل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بیان جایگاه و منزلت علی علیه السلام و اعطای خلافت بعد از او بیان کرده اند ، دلالت بر رهبری بعد از او می کند.
و از جمله ی این قرائن:
۱- آیه ( يا أيها النبي بلغ ما أنزل إليك من ربك * وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس )(۳)
" ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا برسان؛ و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای. خداوند تو را از مردم، نگاه میدارد؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی کند."
نزول این آیه همان طور که دربسیاری از تفاسیر آمده است قبل از خطبه ی غدیر می باشد. و مفهوم این آیه دلالت بر وجود امری از جانب خداوند می کند که تبلیغ آن را از پیامبر می خواهد.
از ظاهر این آیه و طریقه ی بیان تند آن و میزان خطر و اهمیت آن اینطور برداشت می شود که این آیه فقط به منظور بیان دوستی پیامبر و علی علیه السلام نازل نشده است و مقصودی بالاتر از این را دارد.
۲- آيه ( اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينا ) (۴ )
"امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین شما پذیرفتم. "
و این آیه که به نقل از مفسران بسیاری بعد از حادثه ی غدیر خم نازل شد، دلالت بر اکمال تبلیغ رسالت محمدی می کند که بدون تبلیغ ولایت امیر المومنین و اهل بیتش علیهم السلام کامل نمی گشت.
از قول اهل سنت که واقعا به دور از منطق عقل می باشد این طور معنی می شود که، اکمال تبلیغ رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی حاصل شد که دوستی و محبت خود و علی علیه السلام را تبلیغ نمود.
شرایطی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در آن به بیان خطبه غدیر پرداخت، در صحرایی سوزان بود که به مسلمانان امر کردند که جمع شوند و جمعیتی بالغ بر 90 هزار نفر نقل شده است، و قبل از اینکه از مردم اقرار به ولایت علی بن ابی طالب را بگیرد، اقرار به ولایت خدا و رسولش را گرفت. و این دلیلی دیگر است که تاکید می کند پیامبر تنها قصد بیان دوستی خود و علی علیه السلام را نداشت.
آیات و روایات بسیار زیادی نقل شده است که جای ذره ای شک در ولایت و خلافت علی بن ابی طالب را برای هیچ کس نمی گذارد.
باز هم در مطالب بعدی به نقل این احادیث از کتب اهل سنت می پردازم.
چه بسا که اکتفای به روایاتی که مبنی بر خلافت اهل بیت علیهم السلام از کتب اهل سنت است حق را بر همگان آشکار می سازد.
و الحمدلله الذی جعل کمال دینه و تمام نعمته بولایة علی بن ابی طالب علیه السلام.
منابع:
1- صحیح ترمذی: ج 2، ص 298
2- سنن ابن ماجه: ج 1، ص 43، باب فضل علی بن ابی طالب ح 16،ط دار احیاء التراث العربی
3- سوره مائده، آیه 67
۴- سوره مائده، آیه 3

« ان الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم »
نوشته شده توسط شیعه علی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 14:42 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! که در آن اختلاف کردند.
با سلام خدمت خوانندگان و حق جویان عزیز
به زودی در این وبلاگ اولین مطلب تحت عنوان اثبات حقانیت امام علی علیه السلام از طریق کتب اهل سنت نوشته می شود.
از خدا و اهل بیت می خواهم تا من را در این راه ثابت قدم نگاه دارند و همواره یاریم دهند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
یا علی لا یعرفک الا الله و انا
ای علی تو را هیچکس نشناخت جز خدا و من.
نوشته شده توسط شیعه علی در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 0:33 موضوع | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

در این وبلاگ در نظر گرفته شده تا مطالبی تحت عنوان اثبات حقانیت علی علیه السلام از طریق کتب اهل سنت بیان شود.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
ان هذا (علی) صديق الاكبر و فاروق هذه الامة
همانا علی راستگوی بزرگ و شکافنده ی بین حق و باطل این امت است.
(الطبراني في الكبير عن سلمان و ابي ذر معا و الديلمي عن سلمان)
فهرست اصلی
دوستان
استاذنا
ايران اسلام
موعد موعود
اشعار فاطمی
وحدت و تفرقه
محبت اينجاست
سجاده ای پر از یاس
امامت از دیدگاه شیعه
امام حسین علیه السلام
جدیدترین سبکهای مداحی
اهل بیت از خود دفاع می کند
قالبهای مذهبی
آخرین نوشته ها
غضب فاطمه علیها السلام
مقدم کردن ابابکر در نماز
حادثه سقیفه
تخلف بعضی از صحابه از بعثت اسامه و سرپيچي از قبول امارت وی
منع بعضی از صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله از کتابت وصیت
ادله ای دیگر در اثبات خلافت و ولایت علی علیه السلام
دلائلی مبنی بر خلافت و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام
نوشته های پیشین
onlineسایر امکانات
^ بالای صفحه ^